تبليغاتX
.
پیرامون فعالیت های شکیلا و دیگر هنر مندان همراه با فال حافظ
 تولد شکیلای عزیز را به دوستدارانش تبریک می گم
براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است

شکیلا در پانزده سالگی به فراگیری موسیقی ملی و ردیف های آوازی نزد مرحوم استاد محمود کریمی پرداخت آن سال ها (1356 و 1357) اوج مبارزات انقلابی بود و شرایط خاصی در ایران حاکم بود که سبب شد هنرستان موسیقی تعطیل شود و شکیلا در پیگیری موسیقی محدود شد اما وی در راه خود استوار بود تا اینکه در 18 سالگی برای ادامه آموختن موسیقی کلاسیک به آمریکا رفت و تصمیم گرفت به آرزوی دیرین خویش جامه عمل پوشاند. شکیلا در سال 1368اولین آلبوم خود را با همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و با عرضه این آلبوم به طور حرفه ای وارد دنیای موسیقی به خصوص خوانندگی شد.

غنای لحن او که هدیه ای خداوندی است، در پیوند با ادبیات غنی فارسی تلفیقی کم نظیر پدید می آورد که شخصیت فروتن شکیلا نیز مکمل آن گشته و در آثارش نمایان می گردد. بی گفتگوست که چنین آثاری رتبه والائی از هنر و احساس را در شنونده بجا می گذارد. علاقه شکیلا به عرفان و ادب عرفانی این مرز و بوم، زبان گشوده ای را برای خواندن اشعار حضرت مولانا بروی باز کرد که به آثارش در این زمینه، احساسی ملکوتی عطا می کند.

شکیلا تا امروز دوازده مجموعه موسیقی به هنر دوستان ایرانی تقدیم کرده و دوستارانش همچنان و هر لحظه منتظر کارهای جدید او هستند. تجلّی صدای شکیلا در مقام آوای بر گزیدگان شرق در مجموعه اپراتیکا- شاین افتخاری بزرگ برای او و هم میهمانش است. صدای او از میان دهها صدای آشنا و گمنام شرقی انتخاب شد. ادای دین شکیلا به بزرگان موسیقی این مرز و بوم باز سازی و باز خوانی آثار ارزشمندشان است، چه، نقش خود را در نقل سینه به سینه احساس و آثار، از نسل و نسل های پیش به آیندگان، به نیکی درک می کند تا که امید به جاودانگی هنر را تحقق بخشد.


شکیلا رسالتش را در گرمای کانون خانواده و در پرورش فرزندانش، شهرا د و بهراد، با آرزوی باز گشت به وطن و تقدیم اجرای زنده برنامه اش به سر زمینش می بیند و در شوق آن روزگار می گذراند. یکی از افتخارات زندگی هنری شکیلا دریافت جایزه آکادمیک موسیقی در اکتبر سال 2005 میلادی به پاس آثار ارزشمند او درموسیقی ایرانی است. علاوه بر زندگی هنری افتخار آمیز او زندگی شخصی شکیلا نیز تحسین برانگیز است در بین همه خوانندگان معروف دنیابه خصوص خوانندگان زن تعداد نسبتا کمی توانسته اند هم در زندگی هنری و هم شخصی آن گونه که باید و شاید موفق باشند به تحقیق و گاهی به اذعان این افراد در مقاطعی از زمان زندگی شخصی آنها قربانی زندگی هنری شان شده و از آن باز مانده اند یا به ابتذال کشیده شده است اما در مورد شکیلا حتی تا به حال چنین شایعه ای هم نبوده است او توانسته است با حفظ اصالت و نجابت ایرانی سال ها هنرمندی کند و به طور همزمان در همه عرصه های مختلف زندگی موفق باشد. در حال حاضر شکیلا به عنوان یکی از محبوبترین خوانندگان ایرانی می درخشد و طرفداران بسیاری دارد. وب سایت رسمی شکیلا او را vioce of an angel نامیده است و براستی که صدای شکیلا صدای یک فرشته است

 دوستای خوبم سلام.فردا تولد شکیلای عزیزه من به نوبه خودم تبریک

می گم امیدوارم شادو سر زنده باشه وهرروز پربارتر...

 


مينويسم از تو که برايم بهتريني عزيزم با چشمهاي خيس مينويسم که مرا تنها نگذار و با دلي پر غرور مينويسم
که تا آخرين لحظه نفسهايم ، هم نفس تو هستم... يک قلب کوچک و پر از درد و غصه دارم ،
همين قلب يک عالمه آرزو و عشق درونش نهفته است.... آرزوي به تو رسيدن و با عشق تو زندگي کردن...
چه لحظه زيبايي است لحظه اي که ما بهم رسيده ايم و آنگاه که دست در دستان هم
گذاشته ايم در کنار دريا ايستاده ايم و لحظه غروب خورشيد را مي بينيم چه لحظه زيبايي است لحظه به هم رسيدنمان...
آن لحظه را با دنيا نيز عوض نخواهم کرد ، چون براي رسيدن به آن همه چيز را زير پا گذاشته ام و
قيد همه کس را زده ام...
 خاطرات گذاشته را از دلم سوزاندم به خاطر تو و در قلبم همه اسمها برايم بي گانه اند و تنها تو را مي شناسم ، قلب مهربان تو و اسم مقدست را....
تنها کافي است لحظه هاي سخت زندگي ام را با نام تو آغاز کنم آنگاه آن لحظه هاي سخت برايم چه آسان ميشود! مي نويسم از تو که هيچکس به زيبايي تو برايم نيست هيچکس به جز تو لايق اين قلب پر احساس من نيست ....!
با قلمي به رنگ سبز ، با احساسي به رنگ آبي ،با آرامش عاشقانه مي نويسم از تو که بيشتر از همه کس و همه چيز دوستت دارم عزيزم....


منتظر نظرتون هستم قربانتان آهو

 

|+| نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386  |
 سال نو مبارک

سلام سال نومبارک

باز هم دلتنگي باز هم گريه هاي شبانه ام
يه عاشق غمگين در حسرت شبهاي بي ستاره ام
سخت دلتنگم .. سخت بي قرارو بي تابم
كجاست شانه هاي گرم و مهربانت تا گريه كنم ؟
كجاست آن لبخند هاي عا شقا نه ات تا باز هم
ديوانه شوم ؟
آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمي توانم در هيچ
چشم ديگري نگا ه كنم
آنقدر بيقرارم كه هيچ اتفاقي دل غمگينم را شاد
نمي كند
براي گريستن شانه هايت را كم دارم
شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال
تكيه گاه دل عاشقم بود
براي عاشقي نگاههاي زيبايت را كم دارم
نگا ههاي كه تنها دليل زندگي و عشقم بود
صبر مي كنم و عاشق ميمانم كه خوشبختي از آن
عاشقان است
دوستت دارم
تنها تر از سكوت
چشم براهم...

جوک هاي زيبا و باحال(عيدي من به شما)

لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه  ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره ميترسه ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟

 


به يه تركه مي‌گن: خر عاقلتر است يا گاو؟ مي‌گه: خوب معلومه ديگه گاو! مي‌گن چرا؟ مي‌گه: ايلده وقتي گاو مي‌خواد از اينطرف جاده بره اونطرف اول يه نگاه به اينطرف مي‌كنه بعد يه نگاه به اونطرف مي‌كنه بعد از جاده رد مي‌شه. ولي خر... عين گاو سرشو مي‌اندازه پايين و از جاده رد مي‌شه

 

يه روز به يه ترکه ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چه کار ميکني

ترکه ميگه :ميفروشم ميرم خارج.

 

 

به نظر شما . با وجود مشكلات فراوان و وضعيت بحرانيه ايران در جامعه بيت المللي و تصميمات شوراي امنيت ايا هنوز خوشگلا بايد برقصن ؟

 


رابطه تيغ و ريش در قبل و بعد از انقلاب اين گونه بود: قبل از انقلاب با تيغ ريش مي زدند، ولي بعد از انقلاب با ريش تيغ مي زنند

 


ضد حال هاي موجود در اينترنت:ميري تو يه وبلاگ ميبيني موزيک قالبش آهنگ شماعي زادست!!يه فايل زيپ دانلود ميکني به جز آنفلانزاي مرغي تمام ويروسها توش هستن.تو جستجوگر گوگل تايپ ميکني" کرگدن" عکس خودتو پيدا ميکنه.بعد از کلي کار و خستگي ميري اينترنت ميبيني ياهو هم فيلتر شده.داري واسه استادت ايميل(التماس واسه نمره)ميزني يهو کارتت تموم ميشه.ميري تو کافي نت دانشگاه ميبيني فقط سايت لبيک دات کام بازه!!!رو لينک" فقط بالاي 18 سال" کليک ميکني ميري تو سايت عمو پورنگ

 


تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكار هاي جديد رسيد : 1. روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد. 2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد. 3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد. 4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد. 5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا

 

ترکه پليس مخفي مي شه الان 4 ساله کسي نديدش

 

مراجع تقليد پيشنهاد کردند از اين به بعد کاربران اينترنتي موارد زير را قبل از ورود به اينترنت رعايت کنند. اول: قبل از ورود به وب سايت هاي اسلامي وضو به همراه داشته باشند. دوم: با پاي راست وارد وب سايت هاي مستهجن شوند. سوم: رضايت پدر دختر در هنگام چت با نامحرم شرط است. چهارم: در هنگام ارسال آف لاين هرگز فراموش نکنيم که خداوند هميشه آنلاين است

 

معلمه ميره سر كلاس ميگه بچهها يه مسئله ميدم حل كنيد: پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! يكي از بچهها سريع پاميشه ميگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه: پدر سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه: آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه خله، اون بيست سالشه. شما هم كه كاملاً خلين، پس چهل سالتونه!

 


جسد يه تركه رو كه خودش رو دار زده بود رو ميبرن پزشك قانوني، بعد از بررسي مشخص ميشه 90 درصد علت مرگ كوفتگيه 10 درصد خفگي! دكترا كف ميكنن! ميرن محل خودكشي ميبينن تركه خودش رو با كش دار زده!!!!!!!!


  

يه عربه گوشش درد ميكرد، ميره دندونپزشكي، گير ميده به دكتر كه بايد گوش منو بكشي،دكتر ميگه بابام جان اولا" من دندونپزشكم، ثانيا" گوش رو كه نميكشن! عربه هي اصرار ميكنه تا دكتر عصباني ميشه گوش عربه رو ميكنه! عربه با گوش پانسمان شده ميرفته طرف خونه كه رفيقش اونو ميبينه و ميپرسه گوش ات چي شده! عربه ميگه ولك گوشم درد ميكرد رفتم كشيدمش... دوستش ميگه: ولك جاسم جون.. همين كارا رو ميكني كه ميگن عربا خرن! حداقل پر ميكرديش......

 


غضنفر ماه رمضان زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولبيا دست نزنه

 

يه آخونده قرص اكس ميخوره ميره نماز بخونه
اخر نماز كه ميشه ميگه
اسلام و عليكم و رحمة و الله و بركاتو تو تو خودت قند نباتي شكلاتي ابنباتي

 

آ خونده قرص اكس مي خوره ميره بالا منبر ميگه
بيت المقدس
حالادست دست دست

 

توي يك امتحان دانشگاهي اين سوال اومده بوده
كوتاهترين داستان ممكن كه هر سه جنبه مذهب - سكس و معما رو شامل باشه بنويسين
جايزه به جواب زير تعلق گرفت:
خدايا - من حامله شدم - آخه كار كي ميتونه باشه؟

 

يه همشهريه پشتش رو مي خواسته بخارونه, دستش نميرسيده ! صندلي زير پاش ميگذاره

 

يه تركه داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !

 

تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، تركه ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه

 

تركه ميره لباس‌فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: قربونت دو نخ به ما بده


 

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده


 

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا ميكرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي

 

دخترهاي بلند به عدم تيزهوشي معروفند!؟ روزي دو بلند در خياياني قدم ميزدند و چشمشان افتاد به يك جعبه پودر كه گوشه اي افتاده بود. اولي آنرا برداشت و بازكرد و در آينه كوچك آن نگاهي كرد و گفت ام ... اين قيافه آشناست ! دومي آنرا گرفت و نگاه كرد . گفت عجب احمقي هستي تو ... اين منم ديگه ...!!

 

مرد نابينايي در خيابان يك رنده پيدا كرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست كشيد. بلاخره گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن!

 

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال

 

تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟

 

تركه ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميكشم

 

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟

 

سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم

 

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتونه باطلش كنه

 

از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست

 

ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين

 

تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم

 

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم

 

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره م! ;يگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون

 

تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم

بازم امیدوارم موفق باشید نظر یادتون نره
|+| نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 6 فروردین1386  |
 شیلا ومطالبی جالب توجه

بنام خالق عشق

اي صميمي اي دوست
گاه بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي
اي قديمي اي خوب
تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
آرزويم همه سرسبزي توست
دايم از خنده لبانت لبريز دامنت پر گل باد...

ياران صميمي سلام؛باشه حالا ديگه احوال نمي پرسين از داداشم301 گلايه دارم ديگه سراغي نمي گيرين !
راستش يه سري مشکل پيدا کردم و نتونستم قولم رو عملي کنم،از الفاي عزيز هم تشکر مي کنم واميدوارم که توفيق روز افسون داشته باشه.امروز روز عزيزي بود راستي امروز از امام حسن چي خواستين ؟
امشب يه چيزي مي پرسم دلم مي خواد فکر کنيد و بعد نظرتون رو بام بدين قربونتون برم...آهو
و اما سؤال امشب...

به نظر شما آدم ها چه وقت خودشون هستن؟ منتظر نظراتتون هستم.

|+| نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 28 اسفند1385  |
 منتخب عکس
بنام خالق معرفت
 عقل گفت:بنوش تشنه لبي،عشق گفت:مگر تو بي ادبي؟
عقل گفت:دلت به تاب و تب است،عشق گفت:حسين تشنه لب است.
السلام عليک يا ابا عبدالله،السلام عليک يا ابا لفضل(ع).ياران صميمي سلام.
امشب مي خوام از عزيزانيکه منو مورد لطف قراردادن تشکر کنم ،برادرهاي خوبم آقا محمد ،آقا هاشم،آقاي اسماعيلي وخصوصا يه تشکر ويژه دارم از برادر عزيزم آقاي رسول زارعي که خدا شاهده تاثير زيادي روي من گذاشتندوخدارو به خاطر اين آشنايي شاکرم ،براي همين لينک ايشون رو جزو پيوندها آوردم شما هم سري بزنيد پشيمون نمي شيدلينکش هم بانام تنها  موجود است .ازراهنمايي هاي برادر گلم 301هم کمال تشکر را دارم وسعي ميکنم نظراتشون رو جامه عمل بپوشونم.راستش قصد داشتم ام شب از کسي که جمعه شبها همه رو پاي تلويزيون ميخکوب مي کنه براتون بگم اما به حرمت اين شب اربعين شما رو به ديدن چند عکس از شکيلا مهمون مي کنم

   

    

اینم بچگی شکیلا خانمُ چطور بود ؟خوشتون اومد؟

 قول مي دم شباي ديگه دست پر بيام سراغتون ،دوستتون دارم بازم منتظر نظرات ارزندتون هستم.التماس دعا
خدايا تومي داني انسان بودن وانسان ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه زجري مي کشد آنکس که انسان و از احساس سرشار است                       دکتر شريعتي
fond you AHOO

اگه نيت کردي کليک کن


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آهو در شنبه 19 اسفند1385  |
 رانی موکرجی
با سلام خدمت بروبچز عزيز ،حالتون خوبه من که خيلي خوبم راستي بازم گلايه دارم با با جون زبونم مودرآوردچرا نظر نميدين کاش همون پرشين مونده بودم به خدادهنم سرويس شد بگين الان خوبه يانه؟  
راستش چند روز پيش داشتم توي پيچ وخم بلوگفا گشت مي زدم که بادوست خوبم 301 آشناشدم وتصميم گرفتم
امشب ازيه هنرمند هندي که بازيشو خيلي دوست دارم براتونعسک وبيوگرافي آپ کنم.اگه مايليد برا ديدن اين بخش وفال حافظ  روي ادامه مطلب کليک کنيد .(نیت یادتون نره.)

  

نظر یادتون نره.
                         
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 16 اسفند1385  |
 چت صمیمی
دوستان خوبم دوباره سلام،خوبين؟چيکامي کنين؟راستش وبخواين من که زياد روبراه نيستم البته الان که باشمام کلي روحيه گرفتم اما يه گلايه دارم چرا کم لطفي مي کنيد؟ديگه تحويل نمي گيريد !بگذريم،امشب مي خوام ازچتي که باخانم شکيلا داشتم براتون بذارم.خيلي خوش گذشت وجاي همه شماروهم خالي کردم،خصوصا روژان عزيزکه درخواستش روجامه عمل پوشوندم.بازم ميگم دلتنگم ،به قول فروغ(دورها آوايي است که مرامي خواند)باورکنيدکه اگه ميشد  نمي ذاشتم اين جدايي رنگ فرداروببينه،اينم يه تضمين بودازترانه خواجه اميري.امشب ديگه نمي تونم بنويسم ولي به خاطر اجتناب از خلف وعده وقولي که قبلا به روژان داده بودم گذاشتم،آهوروببخشين قول ميدم جبران کنم.خوب حالا برين سراغ شکيلاي عزيز اميدوارم خوشتون بياد...

از شکیلا پرسیدم:
1- ورزش مورد علاقه شما چیست؟ تنیس ، شنا، پیاده روی
2- تفریح مورد علاقه شما چیست؟ سینما رفتن ، پیک نیک درساحل و یا در پارک
3- غذای مورد علاقه شما چیست؟ چلوکباب وقرمه سبزی
4- رنگ مورد علاقه شما چیست؟ قرمز
5- ازچه چیزی خوشحال می شوید؟ خوشحالی پسرهایم
6- ازچه چیزی ناراحت می شوید؟ ناراحتی پسرهایم
7- ازچه خصلتی خوشتان می آید؟ راستگوئی
8- از چه خصلتی بدتان می آید؟ غیبت کردن و دروغگوئی
9- خوشبختی را در چه می بینید؟ دررهائی از غربت وزندگی در وطن درکمال آزادی وصلح وصفا 

 این هم صحنه ای از ورزش مورد علا قه ی شکیلا (شنا)

طبق وعده اي که دادم نيت کنيدو فال حافظ امشب روبخونيد.

اگر نیت کردی روی ادامه ی مطلب کلیک کن.

منتظر شما هستم وباجمله اي از دکتر شريعتي شمارو به خدا مي سپارم.
اگر تنها ترين تنهايان هم باشم باز خدا بامنست،خداجبران تمام نداشتن هاي منست.                                        I LOVE  YOU  SHAPARAK  FOR  EVER
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 15 اسفند1385  |
 سلام دوباره
{به نام خالق نيلوفران آبي}
به تما شا سوگند وبه آغازکلام وبه پرواز کبوتر از ذهن واژه اي درقفس است با نام سلام؛
سلام ودرود عرض مي کنم خدمت تمامي دوستان خوبم  چه همراهان ديرينه وچه آنانکه زين پس از حضور گرمشان نيرويي مضاعف مي يابيم.راستش بعد از مشکلاتي که درپرشين پيداکردم از ادامه اين همکاري منصرف شدم اما به لطف خدا وپيگيري وپرسش هاي مکرر دوستان زين پس بااين وب درخدمتتان هستم.جاداره اينجا ازژاکلين وليلاي عزيزم به خاطر تماسهاي مکررشون درراه اندازي مجدد اين وب تشکر کنم همچنين ازبرادر خوبم آقا احسان که بنا به درخواستشون دراين وب
فال حافظ ونکته هايي از دکتر شريعتي مي نويسم.اما درمورد اين وب بايد بگم به علت تعلق خاطري که به خانم شکيلا دارم نام وب رو به ايشون اختصاص دادم ،اماهمانطور که قبلأ عرض کردم قراره باتوجه به علايق ونظرات شما خوبان مطالب جالب توجه ديگري رانيز در اينجا برايتان قيد کنم،خلاصه از اينکه دوباره رشته ارتباطيمون  رو گره زدم خيلي خوشحالم اونقدر که قلم کندي مي کندو حرف نمي آيد گفتني ها بسيارندو صفحه گفتومان اندک .خيلي دوستتون دارم وبازم مي گم بشتابيد که آهو آمد باکوله باري از هزاران حرف ناگفته ويک دل تنگ وچشمي به انتظار رد غبار بالهاي شاپرک هرچند دير زمانيست که با اين غم کهنه عجين است دوستاي خوبم منتظر نظريات ومتن هاي هميشه جذابتون هستم.بريم سراغ بيوگرافي خانم شکيلا: ؛ 

برای دیدن بیو گرافی خانم شکیلا روی ادامه ی مطلب کلیک کنید. 

 نظر یادتون نره.

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 14 اسفند1385  |
 
 
بالا